تبليغاتX
تاریخ-شعر-هنر -
 
خواهم که قلب گرمت، آماج غم نگردد

باغ دلت الهی دشت ستم نگردد

اشک ندامت ای جان، از چشم تو نبارد

دریای آرزویت مرداب غم، نگردد

بر چهره ات نبینم گردی ز نامرادی

از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد

جام دلت همیشه لبریز شهد بادا

درساغرت عزیزم صهبای غم نگردد.

برای بی وفاترین محبوب 

گلی را که دیروز

به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد !

همه لطف و زیبایی اش را

که حسرت به روی تو می خورد و هوش از سر من به تاراج می برد

گرمای شب برد !

صفای تو اما،

گلی پایدار است

بهشتی همیشه بهار است

گل مهر تو، در دل و جان

گل بی خزان

گل تا که من زنده ام ماندگار است !!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 1:12 توسط سجاد |